|
^
لطفاً كمي در مورد خودتان بگوييد
.
Å
من
در سال 1338 ش. در
تهران محله آشيخ هادي (ابوسعيد فعلي) تهران به دنيا آمدم.
فارغ
التحصيل ادبيات انگليسي هستم و
سه فرزند
دارم . تاكنون در زمينه نقد ادبي ، اصول داستان
نويسي و
آثار داستاني در حدود 50-60 كتاب ترجمه كرده يا نوشته ام .
چند بار دبير سرويس ادبيات در روزنامه هاي مختلف بوده ام و
مقالات زيادي در مطبوعات نوشته ام. ضمنا سال ها هم در
زمينه داستان نويسي تدريس كرده ام از جمله چند ترم در
دانشكده هنرهاي زيبا در دانشگاه تهران .
اخيراً هم چون ديدم
لازم است با خوانندگان علاقه مند به داستان نويسي ارتباط
بيشتري داشته باشم خودم يك سايت داستان نويسي طراحي كرده
ام كه چون ضعف مالي داشتم همه چيزش را خودم ساختم ، كه
البته هنوز سايت كامل نشده است.
^
لزوم انتشار رمان
هاي كوتاه شده ي " شاهكارهاي ادبيات جهان " چه بود؟
Å
در گذشته رمان برخلاف امروز فقط وظيفه
داستان گويي نداشت براي همين رمان نويسان گذشته و كلاسيك
هم معام اخلاق بودند هم جامعه شناس ، هم سياستمدار ، هم
گزارشگر ، هم روزنامه نگار و غيره. براي همين اغلب رمان
هاي كلاسيك پر از مطالب نامربوط يا نه چندان مربوط به سير
داستان است . در واقع خيلي از اين رمان ها بي خودي چاق
هستند. ظاهراً پدران ما در قرن هجده و نوزده به دليل نبود
رسانه ها و تفريحات متنوع و داشتن فرصت زياد خيلي به اين
مطالب نامربوط رمان ها اعتراض نمي كردند اما امروزه چاره
اي نيست و براي رعايت حال خواننده بايد مطالب نامربوط را
دور بريزيم و داستان ناب را از دل اين رمان ها بيرون
بياوريم. البته به نظر من كسي كه اين كار را مي كند بايد
داستان و فنون آن را خوب بشناسد.
^ اما
چرا بايد اين رمان ها را بايد دوباره ترجمه كرد؟
چون اغلب
اين رمان ها 40- 50 سال پيش ترجمه شده است و مترجمان قديمي
ما با اينكه زبان فارسي را خوب مي دانستند اما دو توانايي
يا در واقع دو امكان را نداشتند : بعضي از آنها با اينكه
زبان مبدا را مي دانستند يا نسبتاً خوب مي دانستند به
اندازه مترجمان امروز به فرهنگ هاي لغت و واژه نامه هاي
مختلف ( اعم از كتابي ، ديجيتالي و اينترنتي) يك زبانه و
دو زبانه دسترسي نداشتند . مثلاً الان در زبان انگليسي
شما به يك فرهنگ لغت يك زبانه از طريق اينترنت دسترسي
داريد كه در حقيقت يك فرهنگ نيست بلكه يك فرهنگ لغت واسط
است. يعني شما يك لغت را به آن مي دهيد و اين فرهنگ لغت در
بيست سي فرهنگ لغت روي اينترنت ( از آكسفورد گرفته تا
وبستر و غيره ) آن را جستجو مي كند و همه را براي شما
فهرست مي كند تا در هر فرهنگي كه خواستيد آن را ببينيد.
امكان ديگري كه مترجمان گذشته ما نداشتند دسترسي به واژگان
نوين زبان فارسي و سطوح زباني مختلف جديد بود . زبان فارسي
در اين 40- 50 سال واژگان زيادي را آفريده و گسترش كمي و
كيفي كرده است مثلا مترجمي قديمي هنگام ترجمه ي يكي از
رمان ها در ترجمه
wig نوشته
بود "موي مصنوعي " ، اما امروزه ما به ويگ مي گوييم
كلاه گيس .
و
نكته آخر كه شايد از همان كمبودهاي بالا ناشي مي شود
اشتباهات اين مترجمان در ترجمه واژگان و اصطلاحات و ضبط
اعلام است. مثلاً مترجمي نمي دانسته كه
tea همه جا در
زبان انگليسي به معني "چاي " نيست بلكه گاهي به معني
عصرانه است . يا نمي دانسته
thanks to به معني " با تشكر از "
نيست بلكه معني اش " به وسيله "، يا " با
استفاده از" يا " به لطف " و غيره است. مترجم
ديگري مي نويسد : فلان شخصيت ها ظهر به مهمانسرا رسيدند
و "شام " خوردند! چون تصور مي كرده
Dinner
همه جا به
معني شام است ، در صورتي كه گاهي به معني نهار است
. گاهي نيز اشتباهات در ضبط اعلام است مثلاً مترجم قديمي
كلبه عموتام يا به قول ايشان عمو توم همه
اسامي اشخاص و مكان ها را با تلفظ فرانسوي ضبط كرده است.
مثلا جورج انگليسي شده ژرژ فرانسوي .البته
احتمالاً ايشان كتاب را از روي متن فرانسوي ترجمه كرده
است.
گو اينكه
اين صحبت ها نبايد به معني دست كم گرفتن توانايي گاه شگفت
انگيز مترجمان قديمي آثار كلاسيك قلمداد شود چون آنها بي
گمان سهم بزرگي در پيشبرد توانايي هاي زبان فارسي داشته
اند.
^
لزوم ترجمه كلبه عموتام چه بوده است؟
Åمن
فكر مي كنم جواب سئوال شما را در پاسخ سئوال قبلي دادم .
در مورد كلبه عموتام هم همان مسائل كمابيش وجود داشت
.ترجمه قديمي بود، احتمالا از روي متن ترجمه فرانسوي اثر،
ترجمه شده بود ( ترجمه از روي ترجمه ) و غيره . ضمن اينكه
رمان اضافات داشت و لازم بود كوتاه شود.
^
نظرتان در مورد اين
رمان چيست و آيا مسائل آن بردگي مربوط به گذشته نيست؟
Åفكر
مي كنم برخي از اين مسائل را در مقدمه كتاب نوشته ام . دو
مسئله متفاوت در اين مورد هست: يكي ارزش ادبي هنري امروز و
ديگري ارزش اين اثر در گذشته است. در گذشته اين اثر تاثير
زيادي روي مخاطبان گذاشته است و ميليون ها نسخه از آن در
آمريكا و خارج از آمريكا فروش رفته است. حتي برخي در آن
زمان آن را يكي از علل بروز جنگ داخلي در آمريكا مي
دانستند گو اينكه اين نكته كمي اغراق آميز است ولي حاكي
از تاثير زياد آن است. اما در مورد تاثير كنوني آن ، فكر
مي كنم به دو جهت امروزه بايد اين رمان را خواند : به خاطر
جنبه ضد نژادپرستانه و نيز داستان گيراي آن. امروزه البته
اشكال نژادپرستي فرق كرده ولي از ميان نرفته است: هنوز هم
برخي از اروپايي ها و آمريكايي ها و يا برخي از مردم
كشورهاي ديگر تصور مي كنند موقعيت مكاني يا اقتصادي و علمي
آنها و يا گاهي حتي رنگ پوست آنها ، آنها را از مردم ساير
ملل متمايز مي كند. البته نوع استثمار فرق كرده گاهي جنبه
استعماري دارد گاهي استثمار جنسي است و غيره ولي اصل
نژادپرستي از بين نرفته است. در سطحي ديگر رمان كلبه عمو
تام داستان گيراي انسان هاي تحت استثمار را بيان مي كند
داستاني كه گاه لحني سوزناك و رمانتيك پيدا مي كند.
^
اين رمان را شما چگونه
كوتاه كرديد؟
Åروش
كار من اين است كه اولا متن اصلي اثر را به زبان انگليسي -
و به ندرت وقتي مي خواهم اثري را از زباني ديگر ترجمه كنم
- ترجمه موثق انگليسي اثر را به دست مي آورم و پس از
اينكه خوب چند بار داستان را خواندم شروع به ترجمه و حذف
زوايد مي كنم . معمولا چيزي به متن اثر اضافه نمي كنم و
جنبه هاي جذاب رمان را حفظ مي كنم و اطلاعات ضروري را نگه
مي دارم اما بخش هاي زائد و بي ربط با سير داستان را حذف
مي كنم . چون به گمان من مثلاً – با عرض معذرت - ويكتور
هوگو بي خودي گمان مي كرده هم تاريخ دان است و هم متخصص
علوم سياسي و هم متبحر در جامعه شناسي. اما او داستان گوي
قويي است و بايد اين جنبه از رمان او را حفظ كرد.
اما مشكلي كه من
بايد هنگام كوتاه كردن هر رمان حل كنم وجود صحنه هاي
طولاني و ملال آور است كه ذكر بعضي از اطلاعات آنها در
داستان ضروري است. در اين مورد معمولاً ناگزيرم داستان را
از حالت صحنه اي خارج كنم و فقط خلاصه اي از اطلاعات را با
استفاده از متن نويسنده ذكر كنم . مي خواهم بگويم در تلخيص
رمان بيشتر به واژگان نويسنده بسنده مي كنم و دستم را
آنقدر ها هم باز نمي گذارم.
|